ناز طلا » گالری عکس » فرشاد پیوس و همسرش و دخترش و پسرانش ماهان و پویان پیوس

فرشاد پیوس و همسرش و دخترش و پسرانش ماهان و پویان پیوس

بیوگرافی فرشاد پیوس فوتبالیست Farshad Pious Instagram

فرشاد پیوس متولد 22 دی 1340 در تهران، بازیکن فوتبال بود در محله معروف نازی آباد بدنیا آمده ام، من در خانواده‌ای بزرگ شدم که نه پولدار بود و نه فقیر،  پدر و مادرم همیشه بالای سر ما بودند نظم و انضباط زیادی داشتیم ۵ دقیقه دیر می‌کردیم، مادرم دنبالمان می‌ آمد همه چیز خانه ما حساب و کتاب داشت

بعد از ازدواج در سال 69 به تهران بازگشت تا دوباره برای پرسپولیس بازی کند و در 142 بازی که انجام داد 93 گل به ثمر رساند، او صاحب دو پسر بنام های ماهان و پویان و یک دختر می باشد

 

اطلاعات باشگاهی
باشگاه کنونی
پُست گذشته: مهاجم سابق – مربی فوتبال فعلی
باشگاه‌های حرفه‌ای
سال‌ها باشگاه‌ها بازی (گل)
۱۹۸۰–۱۹۸۳
۱۹۸۳–۱۹۸۴
۱۹۸۴–۱۹۸۵
۱۹۸۵–۱۹۸۸
۱۹۸۸–۱۹۸۹
۱۹۸۹–۱۹۹۷
راه‌آهن
شاهین تهران
نیرو هوایی
پرسپولیس تهران
الاهلی قطر
پرسپولیس تهران
۲۸ (۲۱)
۶ (۵)
۲۰ (۲۴)
۶۹ (۶۰)
۱۲ (۹)
۱۴۲ (۹۳)
تیم ملی
۱۹۸۴–۱۹۹۴   ایران ۳۴ (۱۸)
دوران مربیگری
۲۰۰۲–۲۰۰۳
۲۰۰۴–۲۰۰۵
۲۰۰۵–۲۰۰۷
۲۰۰۷–۲۰۰۸
۲۰۰۹
۲۰۱۰–۲۰۱۲
۲۰۱۲–۲۰۱۳
۲۰۱۳–۲۰۱۴
۲۰۱۵
۲۰۱۶
شهید قندی یزد
شموشک نوشهر
تراکتورسازی
هما
برق شیراز
گل‌گهر سیرجان
صنعت ساری
خونه به خونه
پارسه
سپیدرود رشت

 

ما سال هاست دنبال شبیه ترین شکارچی به تو می گردیم و به جایی نمی رسیم. بوی گل از ساق ها دور شده و خار و خاشاک همه جا را فرا گرفته!

وقتی گلزن تربیت نمی کنیم، نباید هم انتظار ظهور یک آقای گل را داشته باشیم. گلزنی استعداد و اراده می خواهد که این نسل هیچ کدامشان ندارند.

مثل اینکه سیستم علی اصغری دهه شصت از سیستم مدرن دهه نود بیشتر جواب می داد!

با همان سیستم علی اصغری سال ها قهرمان شدیم و هیچ تیمی به گرد پای پرسپولیس نرسید. در سیستم 244 پروین از جناحین سانتر می شد و ما روی پاس بلند مدام به گل می رسیدیم. تیم، تاپ ترین پاسورها را داشت و سازمان دفاعی و خط حمله اش خوب کار می کرد. این پرسپولیس میلیاردی اگر مهره های آن سیستم علی اصغری عتیقه را در اختیار داشت لااقل با سانترهای خط کشی شده آتش روی سنگر رقیبان می ریخت و به گل می رسید و هوادار خون جگر نمی شد.

آخرین پولی که از باشگاه سرخ گرفتی چقدر بود؟

من یک عمر با عشق بازی کردم. داغ گلوله قرمز هنوز روی سینه من هست. آن سال ها کسی نمی دانست چک سفیدامضا و تراول یعنی چه؟ یک پیراهن قرمز بود و یک دنیا دلدادگی.

من هنوز جواب سوالم را نگرفته ام!

سر و ته یازده سال حضور من در پرسپولیس شاید یک میلیون هم گیرم نیامد. فقط آخرین فصلی که بازی کردم و کفش ها را آویختم عابدینی با من قرارداد 700 هزار تومانی بست که البته نصفش را هم ندادند.

اگر ساعت دیواری پیر نمی شد و فرشاد در دهه نود پاگشایی می کرد چقدر پول به پایش می ریختند؟ منصفانه بگو.

با این مهاجمان بی هنر، اگر امروز با پرسپولیس یا هر تیم دیگری می بستم کمتر از پنج شش میلیارد تومان نمی گرفتم. بخت ما به روزهای بی پولی گره خورد. آن زمان ها هیچ کس فکرش را نمی کرد یک روز فوتبال ایران به جایی برسد که برای بازیکن بی کیفیت دو میلیارد بدهند.

اگر بخواهی پرسپولیس زلزله دهه شصت را با این پرسپولیس بی رمق مقایسه کنی به چه برداشتی می رسی فرشاد؟

همه چیز عوض شد، آدم ها عوض شدند، رفاقت ها رنگشان را از دست دادند و دنیا جور دیگری شد. ما در رفیق بازی بدیل نداشتیم. رفاقت و دوستی در پرسپولیس موج می زد. من با مجتبی کرمانی و ممد پنجلی و ناصر رفت و آمد خانوادگی داشتم و سرم را در راه رفاقت می دادم. حالا اما اوضاع جور دیگری شده و بازیکنان فقط سر تمرین همدیگر را می بینند. وقتی مردان یک تیم با هم غریبه باشند چطور می توانند مچ حریف را بخوابانند. از دوره ما تا امروز دو دهه گذشته اما با این همه اتفاق عجیب و غریب آدم تصور می کند دو قرن سپری شده است.

نوستالژی سکوهای لبریز از انگور یاقوتی و حنجره های زخمی هنوز با ما هست. آزادی دیگ جوشان می شد وقتی تو و سربازان قرمز به سیم آخر می زدید. یادت هست که؟

ما اگر به میدان می رفتیم و با سکوی خالی مواجه می شدیم دق می کردیم. پرسپولیس حتما باید پیش چشم صدهزار نفر آتشبازی راه می انداخت. متاسفم که امروز کار به جایی رسیده که تیم محبوب این مملکت در استادیوم خالی بازی می کند. بازی با پنجاب یادتان هست؟

با گذر زمان خیلی از نود دقیقه های پرجاذبه از یادمان رفته. خداکند به درد زیبای آلزایمر دچار نشویم!

برای بازی پرسپولیس با یک تیم پاکستانی صد و ده هزار نفر به ورزشگاه آمدند. من هنوز هرم نفس های آن جماعت عاشق را حس می کنم. ما نسل خوبی بودیم که با هر گل یک ورزشگاه را به ابرها می فرستادیم. یادم هست وقتی 9 تا به پنجاب زدیم باز هم تماشاگر فریاد می زد و گل می خواست. پرسپولیس اگر یک بازی اش مساوی می شد ما تا مدت ها خودمان را حبس می کردیم. مثل حالا نبود که هی ببازند و هی به ریش تماشاگر و هوادار بخندند.

برای آنکه فرشاد پیوس بهترین گلزن تاریخ باشگاه پرسپولیس شود چند بار قفس های توری شعله ور شد؟

153گل در بازی های رسمی برای پرسپولیس زدم، اما اگر بخواهم گل های زده در بازی های غیررسمی و تدارکاتی و تورنمنت ها را اضافه کنم بیش از 200 گل می شود. من فقط در لیگ 73 بیست تا زدم و آقای گل شدم. از خودم تعریف نمی کنم، اما چشم بسته راه دروازه را پیدا می کردم.

ولی آمار گل هایت در تیم ملی چندان دلفریب نیست.

ما نسل سوخته بودیم و درگیر جنگ شدیم. آن سال ها جنگ اجازه نمی داد فوتبال ایران در خیلی از میدان ها خودش را به رخ بکشد و مثل حالا نبود که بازی ملی پشت بازی ملی برگزار شود. من با آنکه تعداد بازی های ملی ام خیلی زیاد نیست امابا این همه 19 گل برای وطنم زدم. 19 گل آمار بدی هم نیست.

فرشاد آقای گل، هفته ای چند جلسه تمرین می کرد در آن عهد باستانی؟

ما فقط هفته ای سه جلسه تمرین می کردیم و بقیه اش را باید دنبال نان می دویدیم تا سفره هایمان خالی نماند. اما با همان سه جلسه همه تیم ها را میخکوب می کردیم. الان بازیکن میلیارد میلیارد می گیرد و هفته ای هفت جلسه تمرین می کند اما روز بازی، نفس دویدن ندارد.

تمرین زیر شلاق سلطان چه طعمی داشت؟

خداوکیلی علی آقا کارش را بلد بود و می دانست چطور باید نسخه حریفان را بپیچد. خب البته جنمش را هم داشت. وقتی عقب می افتادیم و به چشم های سرخ پروین روی نیمکت نگاه می کردیم مجبور می شدیم سرمان را جلوی توپ بگذاریم. متاسفانه امروز خیلی از مربیان کاریزمای اداره یک تیم را ندارند.

ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه

چهارده + 7 =

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز طراحی قالب وردپرس